|
دنيا پرستان به چه دل بسته اند؟ |
|
|
در قضيّه ى حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ آمده است: « اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ »(1) بر آنان بيرون آى.
فقط يك ديدار بود و پس از ديدن جمال حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ كه «أُعْطِىَ شَطْرا مِن الْحُسْنِ.»(2)؛ (بخشى از حسن و زيبايى به او عطا شده بود.) دست ها را قطع و بى اختيار شدند: «فَلَمَّا رَأَيْنَهُوآ أَكْبَرْنَهُو وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ»(3)
ما اگر صداى بمب بشنويم، تكوينا تكان مى خوريم؛ پس اهل شهود كه كشف آن ها به مراتب قوى تر است، چگونه با مشاهده ى جمال و كمال مطلق به هرچه غير او است پشت پا نزنند؟!
تكرار آيه موجب مى شود كه روح بالا رود و آن صدا را با واسطه و يا بدون واسطه از مصدر بشنود، زيرا قرآن از مقوله ى صوت است: «كَرَّرْتُها حَتّى سَمِعْتُها مِنْ قائِلُها.»(4)
پيوسته تكرار نمودم تا اين كه آن را از گوينده اش شنيدم.
نيز:
«ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى، فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»(5) سپس نزديك شد و آويخت، و به اندازه ى دو كمان يا نزديك تر [به حضرت حقّ] نزديك شد.
هم چنين:
«وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»(6) ما از رشته ى رگِ گردن به او نزديك تريم.
امّا دنيا پرستان را بنگريد كه به چه دل بسته اند و بر سر چه با هم نزاع دارند، به دنيايى از كاغذ و مُقَوّا و خانه ى عنكبوت، چنان كه گفته اند:
«رَأَيْتُ زَيْدا مَعْدُوما، عَلى فَرَسٍ مَعْدُومٍ، بِيَدِهِ سَيْفٌ مَعْدُومٌ، فِى قِبالِهِ عَدُوٌّ مَعْدُومٌ، بِيَدِهِ سَيْفٌ مَعْدُومٌ، وَ هُما يَقْتَتِلانِ قِتالاً مَعْدُوما.»
زيد معدوم را بر اسب معدوم ديدم كه در دستش شمشير معدوم، و در برابرش دشمنى معدوم بود كه در دست او نيز شمشيرى معدوم بود و با هم جنگِ معدوم مى كردند.(7)
1. سوره ى يوسف، آيه ى 31.
2. به احاديث زير رجوع شود:
الف. «كانَ يُوسُفُ ـ عليه السّلام ـ اَحْسَنَ وَ لكِنّى اَمْلَحُ.»؛ (حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ زيباتر بود، ولى من با نمك تر هستم.) ر.ك: بحارالانوار، ج 16، ص 408.
ب. «إِنَّ يُوسُفَ أُعْطِىَ نِصْفَ الْحُسْنِ.»؛ (به حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ تنها يك نيمه ى زيبايى عطا شده بود.) ر.ك: خرائج، ج 3، ص 1046.
ج. «أُعْطِىَ يُوسُفُ شَطْرَ الْحُسْنِ، وَالنِّصْفُ الاْآخَرُ لِباقِى النّاسِ.»؛ (به حضرت يوسف بخشى از زيبايى عطا شده بود، و نيمه ى ديگر آن براى ديگران است.) ر.ك: قصص الانبياء جزايرى، ص 160.
3. سوره ى يوسف، آيه ى 31.
4. مشابه: مستدرك الوسائل، ج 4، ص 106؛ بحارالانوار، ج 47، ص 58؛ ج 81، ص 247.
5. سوره ى نجم، آيه هاى 8 و 9.
6. سوره ى قآ، آيه ى 16.
7. يعنى: اى هيچ، بَهْرِ هيچ، بر هيچ، مپيچ. |
|
تاریخ بروز رسانی ( 29 فروردين 1389 ساعت 09:23 )
|