امام صادق عليهالسلام : آفَةُ الدِّينِ : الحَسَدُ والعُجبُ والفَخرُ
آفت دين ؛ حسادت ، خود
شيفتگى و به خود باليدن است .الكافي
: ج 2 ، ص 307 ، ح 5 (ميزان الحكمة : ج 2 ، ص 947)
در روايت آمده است:
«إِعْرِفُوا اللّه بِاللّه ، وَ الرَّسُولَ
بِالرِّسالَةِ.»
(1) خدا را به
خدا، و رسول را با رسالتش بشناسيد.
جمله ى «إِعْرِفُوا اللّه باللّه » مى خواهد بگويد كه بدانيد خدا از
همه ى تعريف ها اَجَلّ وَ اَظْهَر وَ اَعْرَف است، و ممكن است براى ديگران با تعريف
انبيا ـ عليهم السّلام ـ اَجَلّ و اَعْرَف شود، و براى عدّه اى از باب «وَ
رَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ» (2)؛ (دل هايشان را استوار داشتيم.) باشد.
و جمله ى «وَ الرَّسُولَ بِالرِّسالَةِ» مى خواهد بگويد كه رسالتش را ببينيد
و از آن پى ببريد كه از جانب خداست، يعنى ببينيد آيا ادّعايى كه مى كند درست است يا
خير.
چنان كه تورات و انجيل اصلش گوياى آن است كه از خدا نيست، و معلوم است كه
اناجيل، حكايتِ بيانات حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ است؛ البتّه انجيل برنابا كه
نصارى آن را قبول ندارند چنين نيست.
حرم مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ نعمت بزرگ و
گرانقدرى است كه در اختيار ايرانى هاست، عظمتش را خدا مى داند، به حدّى كه امام
جواد ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:
« زِيارَةُ أَبى أَفْضَلُ مِنْ زِيارَةِ الْحُسَيْنِ ـ عليه
السّلام ـ؛ لأِنَّ الْحُسَيْنَ ـ عليه السّلام ـ يَزُورُهُ الْعامَّةُ وَ
الْخاصَّةُ، وَ أَبى لايَزُورُهُ إِلاَّ الْخاصَّةُ. »
زيارت پدرم [امام رضا ـ عليه السّلام ـ] از زيارت امام حسين
ـ عليه السّلام ـ افضل است، زيرا امام حسين ـ عليه السّلام ـ را عامّه و خاصّه
زيارت مى كنند، ولى پدرم را جز خاصّه [شيعيان دوازده امامى] زيارت نمى كنند.
اگر در امور دينى و يا عقيدتى اشكالى
دارى، برو از اهلش بپرس تا اشكالت بر طرف شود.
انسان گاهى در امر دين اشكالى به نظرش مى رسد و يا
شبهه اى به او القا مى شود گمان مى كند كه آن اشكال لاينحلّ است و ديگر جوابى ندارد
و پيشِ خود و بدون مراجعه به اهل آن قضاوت مى كند و مى گويد:
پس دين باطل است و ايراد دارد.
چگونه از اهل دين و اهل علم مى ترسى
و نزد آن ها نمى روى و از آن ها سؤال نمى كنى، ولى از خود شبهه و اشكال نمى ترسى كه
چه بسا موجب نابودى و هلاك دايمى تو گردد؟!
دنياى بهتر هم با امام حسين ـ عليه السّلام ـ بود نه
با يزيد؛ ولى انسان، خوشى و راحتى مى خواهد و به هر چه مى رسد بالاتر از آن را طالب
است و آرامش ندارد تا به نفس مطمئنّه برسد؛ اما جهل و يا غفلت دارد كه داشتن وسايل
راحتى و رفاه، غير از راحتى و رفاه و آرامش دل است: «أَلاَ
بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَـئنُّ الْقُلُوبُ»
(1)
يعنى تنها وسيله ى آرامش دل ذكر اللّه است؛
ولى ما بر اسباب تكيه مى كنيم و از مُسَبِّب الاسباب غافل
هستيم، و حال اين كه خداوند متعال مى فرمايد:
«أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ
جَمِيعًا»(2)قدرت، توانايى همگى فقط از آن خداست.
مگر اين كه انسان خودش از ميان برود، كه: « أَعْدى
عَدُوِّكَ، نَفْسُكَ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْكَ. »(3)
بزرگترين دشمن تو، نفس
تو است كه در وجود تو نهفته است.