عضویت در خبرنامه

 

اگر از نعمت ولايت قدرشناسى نكنيم...

ما شيعيان به هيچ وجه نبايد از اين كه اهل سنت، عترت را انكار مى كنند، مُسْتَوْحِشْ و ناراحت باشيم؛ زيرا نصارى كه دنيا را در سيطره ى خود دارند، منكر قرآن اند و آن را كتاب آسمانى نمى دانند.

بنابراين، اين كه اهل سنت، عترت را منكرند، «لا يَزيدُ عَلى اِنْكارِ النَّصارى لِلْقُرآنِ.»؛ (بدتر از انكار نصارى كه منكر قرآن هستند، نيست).

 ما بايد به يقين بدانيم كه ما در دو دست خود، دو گوهر شب چراغ و گران قدر داريم و كار به تشكيك ديگران نداشته باشيم، خواه بدانند و بگويند كه در دست ما گوهر است، و يا آن دو را دو سنگ بى ارزش بدانند، قدر آن دو را بدانند يا ندانند.

 براى اين كه اگر قدر ندانستيم، نعمت از دست ما گرفته مى شود، چنان كه اهل حجاز از نعمت ولايت محروم شدند و به عَجَم ها منتقل گرديد.(1) بله، به اين گونه چيزها كه به هيچ وجه نمى توان به بقا و قرار و استقرار آن دل خوش كرد، بايد اهميت بدهيم تا مبادا روزى ـ خداى نكرده ـ ما هم از آن محروم گرديم! چنان كه ديده شده كه برخى حكومت ها وقتى مى خواهند ثروت را از دست عده اى بگيرند، پول را از اعتبار ساقط مى كنند، همان گونه كه بلشويكى ها، پول روسيه را از اعتبار ساقط كردند، و خدا مى داند كه در اثر آن چه بر سر مردم آمد و چگونه ثروت از دست آن ها بيرون رفت! در زمان مصدق هم صد تومانى از اعتبار ساقط شد. در عراق هم مى گويند صدام، 25 دينارى را از اعتبار ساقط كرده است.

 

 

1. ر.ك: اصول كافى، ج 1، ص 380؛ بحار الانوار، ج 48، ص 304؛ ج 49، ص 232.