عضویت در خبرنامه

 

سیاسی

اگر كسى عقل و دين داشته باشد، مى تواند بر دنيا حكومت كند!

هر چند مقام علم بالاتر از همه ى مقامات دنيوى است و مقامات دنيوى در برابر آن ناچيز و ناپايدار است، ولى اگر كسى عقل و ايمان داشته باشد، حتّى اگر علم نداشته باشد مىتواند مردم و جامعه را اداره كند؛ به شرط اين كه اگر علم داشت و آگاه بود، به علمش عمل كند، و اگر ندانست، از اهلش سؤال و تقليد كند.
بنابراين، براى اداره ى تمام جهان كافى است كه انسان عاقل و مؤمن و متديّن باشد. ديانت و عقل براى اداره ى كره ى زمين كفايت مى كند. اين مسأله در همه ى اديان جارى است، نه فقط اسلام، بلكه در تمام اديان، دين و عقل مى خواهد.

شگردهاى كفّار براى تسلّط بر مسلمانان و وظيفه ى ما در قبال آن

خدا فرجى برساند، ما چه كارى مى توانيم بكنيم؟! جز دعا چه از دست ما برمى آيد؟!
يكى از آقازاده ها ـ كه متديّن و مدير مسؤول روزنامه اى بود و عليهِ دولت انگليس مطالبى مى نوشت و در اثر آن روزنامه اش را توقيف كردند و گاهى هم خود او را زندانى مى كردند ـ مى گفت: در محاكمه صريحا به من گفتند: آقا! شما چه طور مى خواهيد چهارصد خانواده را بى سرپرست بگذاريد؟!

 يعنى چهارصد خانواده ى انگليسى كه سرپرستشان در ايران اقامت داشتند.

 بله، آن قدر براى تسلّط بيگانگان بر بلاد اسلامى و مسلمين رشوه گرفتيم و طعم آن براى ما شيرين شد، غافل از آن كه دنبال آن تخلى است!

ادامه مطلب

حال مسلمانان در عصر غيبت و لزوم چاره انديشى براى مقابله با كفّار

اگر دو گروه در برابر هم قرار گرفته و با يكديگر در حال جنگ باشند، و يك فرد از اين دو گروه راه پيدا مى كرد و رييس گروه ديگر را مى ربود، گروه بى رييس يكى از دو راه را دارند:

يا بايد تسليم شوند، و يا بدون رهبر با دشمن مخالف بجنگند.
حال ما مسلمانان با كفّار تقريبا همين طور است. مسلمانان زعيمى ندارند كه در زير لوا و پرچم او قرار گيرند؛ زيرا سنّى ها كه اصلاً قايل به زعيم و امام نيستند، و شيعه هرچند اعتقاد به امام ـ عليه السّلام ـ، دارد ولى در عمل و وضعيّات مانند سنّى ها هستند و با آنها فرقى ندارند!
بنابراين، آيا حال كه همه ى مسلمانان ـ چه شيعه و چه سنّى ـ اعتقادا و يا عملاً زعيم ندارند، نبايد در كنار هم بنشينند و چاره انديشى كنند؟!

ادامه مطلب