عضویت در خبرنامه

 

علما و بزرگان

سيّد رضى و سيّد مرتضى ـ قدس سره ـ از تُحَف شيعه

به سيّد مرتضى ـ رحمه اللّه  ـ «أبُو الثَّمانين» گفته اند؛ زيرا هشتاد هزار جلد كتاب در كتابخانه اش بوده، و چه بسا خيلى از آن ها از تصانيف خود ايشان بوده است، و هشتاد قريه ملك داشته، و عمر شريفش هم از هشتاد گذشته بود. از كجا تا به كجا مى رفته و نماز را تمام مى خوانده است؛ زيرا در اين مدّت در ضياع( زمين ها. ) و املاك خود بوده است! و از مال خود ماهى دوازده مثقال طلا به شيخ طوسى ـ رحمه اللّه  ـ و هشت مثقال به قاضى ابن برّاج ـ رحمه اللّه  ـ مى داد و خدا مى داند كه به كسان ديگر چه قدرمصرف مى نموده! لكن عامّه با او خوب نيستند، البتّه اهل علمشان معلوم نيست با او بد باشند، چون تقيّه مى كرده و محترم بوده، به حدىّ كه وقتى بلايى بر سر خليفه ى وقت مى آمد به خانه ى ايشان پناه مى برد!

ادامه مطلب

منشأ اين قدر تفاوت بين ما و علماى گذشته!؟

منشأ اين قدر تفاوت بين ما و علماى گذشته ـ كه صاحب آن همه كرامات بودند ـ و علّت عقب ماندگى ما از آنها چيست؟ بايد منشأ آن را پيدا كرد.

با اين كه آنها هم همين كارهايى را كه ما به آن مشغوليم ـ از قبيل درس و مباحثه و تدريس و تلمذ و نوشتن ـ انجام مى دادند. آيا علّت آن است كه آنها مستحبات را به جا مى آوردند؟

 گمان مى كنم اگر تفحص كنيم، پيدا مى كنيم كه فرق ما و آنها در چيست.

با اين كه امكانات زندگى آنها از ما كمتر بود، ولى حركتشان بيش از ما و نتيجه ى كارشان بيشتر بود. ما با اتوبوس و هواپيما در مدّت حدود يك ساعت (يا كمتر و يا بيشتر) از تهران به اصفهان مى رويم و به منبر مى رويم. ولى چه قدر در مردم اثر گذاشته ايم؟ و چه قدر مردم را اصلاح كرده ايم؟

ادامه مطلب

علماى سلف به تشريفات اهميّت نمى دادند

مطالعه ى تراجم علماى سلف، مانند مطالعه ى كتابهاى اخلاقى معتبر است.

 وقتى انسان به شرح حال و زندگانى آنها نگاه مى كند، مثل اين است كه كتاب اخلاقى درست و معتبر را مطالعه كرده است.

 آنها زندگى دنيا را چگونه ساده مى گذراندند و چه قدر راحت بودند و چه استفاده هايى از عمر خود مى بردند.

 آقا شيخ مهدى خالصى ـ رحمه اللّه ـ كه از علماى كاظمين بود و نماز جمعه را واجب مى دانست و اقامه مى كرد، وقتى نهار براى طلبه ها مى آوردند، مى نشست و با آنها نان و باقلاى سبز پخته مى خورد. آرى، اين گونه علماى گذشته به تشكيلات و تشريفات اهميّت نمى دادند، ولى گويا ما آن را براى خود لازم و لابُدَّمِنْه(ضرورى) مى دانيم!