عضویت در خبرنامه

 

مطالب دیگر

اهميت رفع حوائج مؤ منين

گاهى اعتبار جاه و مقام بالاتر و اقوى از اعتبار مال است .
در زمانى كه مرحوم آقا شيخ زين العابدين مازندرانى در كربلا مرجع بودند به طورى كه مورد رجوع عامّه مردم بودند حتّى هندى ها خلى مفصّل به ايشان مراجعه مى كردند. ايشان هم خيلى بذل و بخشش داشتند از اين رو كليه مستمندين و نيازمندان به ايشان رجوع مى كردند و ايشان هم در حدّ وسع خود رفع حاجت آنها را مى كردند.
يك وقتى مال و اموالشان كم شد و ديگر چيزى به ايشان نرسيد و اين مدت طول كشيد.
آن مرحوم خيلى ناراحت شده به طورى كه مريض حال شد.
سپس براى زيارت و توسل به عسكريين عليه السلام به سامّرا مشرف شدند.

ادامه مطلب

لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعْليمِ وَ التَّعَلُّمِ

اگر از كثرت مطالعه عاجز باشيم، از خدا بركت در اشتغال را بخواهيم كه آن چه از كثرت حاصل مى شود، از بركت حاصل مى گردد؛ زيرا:

«لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعْليمِ وَ التَّعَلُّمِ.» علم با تعليم و تعلّم فراوان حاصل نمى شود.

«لَيْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، إِنَّما هُوَ نُورٌ يَقَعُ فِى قَلْبِ مَنْ يُريدُ اللّه  ـ تبارك وتعالى ـ أَن يَهْدِيَهُ.»؛ (علم با فراگيرى حاصل نمى شود، بلكه نورى است كه در قلب هر كس خداوند ـ تبارك وتعالى ـ بخواهد هدايت كند، قرار مى گيرد.)(1) و خداوند مى تواند در مدت كم فوايد فراوان به انسان عنايت فرمايد.

دو برادر، كه آقازاده بودند و بنده برادر بزرگ تر را ديده بودم، از يكى از فرزندان آنان شنيدم كه به نقل از آن دو مى گفت:

ادامه مطلب

سختى اشتغال به تدريس در زمان ابتلا

ما از اساتيد و مشايخ شنيده بوديم كه در شبانه روز فلان مقدار تدريس مى كردند. ولى اين در زمانى است كه فارغ البال و محفوظ باشند؛ ولى در مثل اين زمانه كه جهان اسلام و مسلمانان غرق در بلا هستند و فراغ بال نيست، نمى توان مثل آن ها به درس و بحث مشغول شد.
گاهى در مورد بعضى شنيده مى شد كه شانزده درس يا مباحثه دارد. و يا اين كه آقا ميرزا محمود شيرازى ـ رحمه اللّه  ـ مى فرمود:

من هجده مباحثه در شبانه روز داشتم. اين ها فكر ديگرى جز درس و بحث نداشتند و در امور دنيا قانع بودند و به قناعت مى گذراندند، ولى در امور آخرت كه همين درس گفتن بود، پركار بودند. در روايت آمده است:

ادامه مطلب